Top
مشاوره آموزشی
مطالب آموزشی - اجتماعی

دوست یابی

دوست یابی را می توان مهارتی شمرد که می تواند در حل بسیاری ازمسایل انسان رهگشا باشد. از آنجا که انسان موجودی ذاتا اجتماعی است ونیاز به برقرای ارتباط با دیگران دارد ، همواره می کوشد با دیگران ارتباط برقرار کند و نیاز خود را از لحاظ روحی ، اجتماعی ، فردی و اخلاقی برطرف نماید و اگر قادر نباشد این نیاز را بر طرف کند این مساله به گوشه گیری ،انزوا و مسایل روانی از قبیل افسردگی و اضطراب و ... می انجامد.

بنابراین داشتن مهارت در دوست یابی و نحوه ی برقراری ارتباط درست با فردمقابل از  نکات مهم هست که می تواند در تمامی مراحل زندگی راهگشا باشد.

یکی از راه های برقراری ارتباط را می توان اعتماد به نفس گفت ، وقتی به خودت اعتماد نداری پس انتظار نداشته باش کسی بهت اعتماد کنه ، اعتماد بی جا هم درست نیست و قرار نیست به همه اعتماد کنی یا فرصت بدی از اعتمادت سوءاستفاده بشه ؛ اعتماد از طریق نوع رفتار شکل میگیره و نوع رفتار  از طریق رفتار و برخورد ها و گفتار ها شکل میگیره .ارتباط با طرف مقابل را از طریق برخورد های خوب و ملایم و محبت آمیزکه از صمیم قلب باشه شروع کنید ، و از هر گونه سردی بپرهیزید و رفتارتان دوستانه باشد و عملا نشان دهید او را دوست دارید و یا از آشنایی با طرف مقابلتان شاد هستید ، نه اینکه در باطن هر لحظه منتظر حمله باشید.

در ارتباط با فرد مقابل به خود جرات دهید و آغازگر صحبت باشید ، مطالب خود را بدون ترس و واهمه با او در میان بگذارید و فعال باشید .از شکست نترسید ، تا شکست نخورید نمیتوانید راه های رسیدن به پیروزی را کشف کنید ، از شکست ها برای رسیدن به موفقیت استفاده کنید. و بلافاصله عقب نشینی نکنید و گوشه گیر نشوید.

در گفت و گو جوانب اعتدال را رعایت کنید و نه زیاد حرف بزنید و نه کم گو باشید ،  ( افراط و تفریط ) نکنید .سخنان طرف مقابل را با دقت گوش کنید و بلافاصله جواب ندهید ؛کمی تمرکز و فکر کنید و سپس جواب دهید ، و هنگام صحبت کردن از گفتن مسایل تلخ و خاطرات تلخ خودداری کنید و سعی کنید بیشتر سخنان خوشایند بگین.

همیشه سعی کنید خندان و شاد و مهربون باشید و به طرف مقابل انرژی و  روحیه دهید. به طرف مقابل احترام بگذارید و ارزش دهید و حرف ها و سخنان او را بی ارزش تلقی نکنید . در برخورد با مشکلات دوستتان مهربان و دلسوزانه برخورد کنید و درسختی ها تنها نگذارید و به دنبال کلیدی برای باز کردن قفل های زندگی اش باشید  و مرهمی برای درد ها یش باشید .

و هر گاه چیزی از دوستتان می خواهید ، یا حرفی برای گفتن دارید خودتان به طور مستقیم بگویید و یا درخواست کنید نه از طریق واسطه ها و یا به طور غیر مستقیم .

در قضاوت دوستان سریع نباشد و خیلی سریع جبهه گیری نکنید ، و جانب تامل و درنگ را رعایت کنید. برای شناختن وقت صرف کنید ، و وقت بیشتری را به هم بگذرانید تا بهتر همدیگر را بشناسید ،  افرادی که زود قضاوت می کنند ، از خود راضی وخودخواه هستند ، و باعث خشم و ناراحتی طرف مقابل می شوند.دوستی های پایدار از طریق صداقت شکل گرفته اند ، و در کنار هم بودن.

دوستتان را همان طور که هست بپذیرید و سعی در تغییرش نباشید. صمیمی باشید و بایکدیگر حرف بزنید ، با سکوت حرف های نا گفته زیادی می ماند.رویایی و بسیار خوش بین نباشید و در همه حال واقعیت ها را بسنجیدو واقع بین  و منطقی باشید. مکانی آرام بخش را برای خودتان اختصاص دهید که در آنجا همه ی حرف های ناگفته را بزنید ، و یکدیگر را از راز هایتان با خبر کنید. توقعات بی جا و بی خود و پوچی را که از طرف مقابلتان  دارید ، و تمام ترس ها و خشم ها  را به راحتی قورت بدهید .نگاه محبت آمیز فراموش نشود ، کودک درون را زنده کنید .

راه های پرورش خلاقیت کودکان
راههای پرورش تخیل و خلاقیت کودکان

اگر بزرگسالانی خلاق و با قوه تخیل می خواهیم، باید از سال های اولیه زندگی آن ها برای این کار برنامه ریزی کنیم...

کودکان را برای زندگی تربیت می کنیم و هر خصوصیتی را که دراین سن در آنان تشویق کنیم با آنان می نماید.

اگر خلاقیت و قوه تخیل آنان را تشویق نکنیم، کودکان به بزرگسالانی خلاق تبدیل نمی شوند.
خلاقیت یعنی برقراری ارتباط بین آن چیزهایی که قبلاً ارتباطی به هم نداشت؛ این خصوصیت به نحوی معنادار در همه سنین و مراحل رشد دیده می شود. فرآیند خلاق دربرگیرنده انتخاب، استدلال و تفکر عمیق است و مستلزم خلاصه کردن اطلاعیه ادراکی و تغییر و تبدیل آن به شکلی تازه است آدم های خلاق منفعل نیستند. هر چند که ما برای خلاقیت ارزش قایلیم و می خواهیم آن را تشویق کنیم، ولی ممکن است بعضی ها کودکان خلاق را مزاحم بدانند زیرا زیاد سوال می کنند و می خواهند به جای پذیرش دیدگاه بزرگسالان اطرافشان ، امکانات دیگر را بررسی کنند.

ویژگی های خلاقیت در کودکان خردسال:
تعریفی که از خلاقیت و تخیل آورده ایم بر کشف تازه و بر ارتباط دادن بین آن چیزهایی که قبلاً با هم ارتباط نداشتند و بر توانایی درونی کردن ادراکات با توسل به تخیل تاکید دارد، اما چگونه می توانیم این تعاریف را به کودکان خردسال ربط دهیم؟

غالباً چیزهایی که آن ها کشف می کنند تازه نیستند و مدت ها آدم های دیگری کشف شان کرده اند ولی این کشفیات برای کودک تازگی دارد. خلاقیت در کودکان یعنی اولین باری که ارتباطی را که قبلاً کشف نکرده بوده اند، کشف کرده اند. آنریزگ و یالونگو (۱۹۹۳) در تعریف خلاقیت در سالهای اولیه کودکی راه های زیر را پیشنهاد می کنند.

کودکان خلاقند در صورتی  

کاوش کنند و بیازمایند.
مدت طولانی بر روی یک تکلیف تمرکز کنند.
به آشفتگی نظم بدهند و با پدیده ای قدیمی و آشنا کار تازه ای کنند.
با تکرار، چیز تازه ای بیافرینند.
برای تربیت تخیل و خلاقیت در کودکان باید مطمئن شویم که کودکان به تجارب گسترده ای دسترسی دارند تا از طریق آن بتوانند خلاقیت و تخیل خود را رشد دهند. یکی از راه های گسترده تر کردن تجارب کودکان، استفاده از محیط اجتماعی است. محیط اجتماعی بخشی از تجربه هر روزه کودکان است که والدین و مربیان می توانند از این محیط برای افزودن به غنای تجربیات کودک استفاده کنند.

در این جا به چند مورد که والدین و مربیان می توانند برای پرورش خلاقیت و تخیل کودکان در محیط اجتماعی بدان توجه داشته باشند اشاره می کنیم.
۱ – درباره جنبه های مختلف محیط اجتماعی و امکاناتی که برای خلاقیت و تخیل ایجاد می کنند فکر کنید.
۲- ممکن است با بچه ها به پارک یا بیرون شهر بروید. در هر حال مطمئن شوید که کودکان دقت کافی برای مشاهده، تبادل نظر و ثبت محیطی که به دیدن آن رفته اند دارند.
۳- اگر به محل های کار می روید مثل مغازه یا ایستگاه آتش نشانی ابتدا با افرادی که در آن جا کار می کنند حرف بزنند و مطمئن شوید که آن ها از این که شما به آن جا می روید رضایت دارند.
۴- با افرادی که در منطقه شما می توانند شما را از وقایعی مثل جشن ها مطلع کنند در تماس باشید تا کودکان بتوانند از قبل خودشان را آماده کنند.
۵- درباره لوازمی که کودکان ممکن است به آن نیاز داشته باشد فکر کنید، برای مثال یک ذره بین برای دیدن جزئیات گیاهان و سطوح
۶- توانایی بالقوه چیزهای آشنا را نادیده بگیرید نگاه کردن به ساختمان هایی که کودکان در آن هستند از دیدگاهی خلاقانه و پر تخیل چشم کودکان را باز می کند.

آنان می توانند مواد مختلفی را که به کار می برند شناسایی کنند و تصمیم بگیرند که چرا مواد خاصی برای مقصود خاصی به کار می رود. آنان می توانند عناصر هنری – طرح ها، شکل ها و رنگ ها را ببینند و دریابند چگونه آنها تک تک و با هم به کار می رود. آن ها می توانند کیفیت زیبایی شناختی ساختمان را ارزیابی کنند. چه احساسی به آن ها دست می دهد؟ چه حوزه هایی را بیشتر دوست دارند و چرا و چگونه چیزها را تغییر می دهند؟
مهار لجبازی در کودکان

اصولاً لجبازی یك نوع رفتار و واكنش نامطلوب است كه به صورت های مختلفی خود را نشان می دهد، از جمله آسیب رساندن به خود و دیگران ، ناسزا گفتن ، گریه كردن و فریاد كشیدن ، شكستن وسایل و … در افراد لجباز پایین بودن اعتماد به نفس و عدم داشتن خود باوری مثبت و پذیرفتن خود واقعی مشهود است.


هفت راه برای درمان لجبازی:

گام
اول - مستقّل بارآوردن كودك: در برخورد كلّی در زندگی باید طوری با كودك رفتار كرد كه او بتواند در امور روزمره ی خود به طور مستقّل و گاهی بدون نیاز به دیگران تصمیم بگیرد. البتّه فشارهای منفی را نباید در این خصوص وارد كرد ، بلكه باید با راهنمایی های به جا تذكّر داد و روش های صحیح را به موقع به او آموزش داد.


گام دوم : كودك را تا حدّ امكان وادار به عجله و شتاب زدگی نكنیم . معمولاً خانواده ها در چند كار ، كودك را ناخواسته یا خواسته به عجله و شتابزدگی وادار می كنند كه بیشتر مواقع عدم آگاهی والدین در تشدید آ ن ها ، دخالت مستقیم دارد از جمله چیزهایی كه می توان در این رابطه یاد آور شد:


الف - حمّام كردن : در دوران طفولیّت عدم آشنایی والدین به خصوص مادر از مسایل تربیتی باعث می شود به جای فراهم آوردن محیطی شاد و مفرّح هنگام استفاده از حمّام ، آن را به محیطی درد آور و وحشتناك برای او تبدیل می كند. برای این كار بهتر است اجازه بدهیم كودك ابتدا خوب بازی كند و در همان حال با شعرها و قصّه های كودكانه شروع به شستن او كنیم و ضمناً اجازه دهیم تا كودك حتّی برخی از اسباب بازی های خود را به حمّام بیاورد و با آن ها مشغول بازی شود.


ب- مهمانی رفتن: همان طور كه ما بزرگ ترها قبل از رفتن به مهمانی یا گردش نیاز داریم خود را آماده كنیم ، فرزندان ما هم نیاز دارند كه آماده شوند. البتّه نیاز آن ها با نیاز ما اندكی تفاوت دارد. پس بهتر است زمان رفتن به مهمانی یا گردش را یك ساعت قبل از حركت به كودك یادآور شویم تا بتواند با كمك بزرگ ترها آماده شود. متاسفانه بعضی از والدین كمی قبل از حركت به كودك می گویند آماده شود و این كار باعث لجبازی و مخالفت او می شود. چون دایم به او تذكّر می دهیم كه زود باش ، سریع تر، دیر شد و… به جای این كه سرعت كودك را برای آماده شدن بیشتر كنیم ،‌باعث می شویم كه مخالفت كند.


ج - غذا خوردن ، خوابیدن ،مسواک زدن و …: به هر حال كودك مانند افراد بزرگسال نمی تواند از نیروی تفكّر و حركت در یك زمان استفاده كند و والدین باید بدانند زمان تفكّر و انجام كارها در كودكان به سعه ی صدر بیشتری نیاز دارد.


گام سوم: رشوه ندادن و حذف پاداش كودك لجباز : اگر كودك برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه كردن و یا داد كشیدن بكند و از این راه بخواهد به خواسته ی خود برسد و والدینی كه به اصطلاح حوصله ندارند با دادن امتیاز ( رشوه ) به كودك ، او را ساكت می كنند ، باعث پرورش لجبازی در او می شوند. پس باید والدین به خصوص مادر از دادن هرگونه رشوه و پاداش به كودك خودداری كند. البتّه تشویق برای كارهای خوب و مثبت كودك با رشوه دادن فرق دارد. تشویق باعث رشد اعمال نیك و حركت به سوی ترقّی می شود. امّا باید توجّه داشت كه تشویق و پاداش ، باید به اندازه و درخور كار او باشد.


گام چهارم -عدم توجّه و نادیده گرفتن رفتار كودك لجباز : گاهی بهتر است وقتی فرزندمان شروع به داد و بیداد می كند خیلی خونسرد و بی توجّه از كنار مسئله عبور كنیم به طوری كه یا متوجّه نشده ایم و یا موضوع برایمان اهمّیّت ندارد.


گام پنجم - برقراری آرامش و امنیّت در خانواده: به هر حال در هر خانواده مسایل و مشكلاتی به وجود می آ ید كه منجر به بحث و گفت و گو می شود. والدین باید بدانند كه تمام مسایل گره هایی هستند كه به وسیله ی دست باز می شوند. یعنی به جای بحث و متّهم كردن دیگران ، آرام و بدون بر هم زدن امنیّت خانواده به خصوص كودكان ، مشكلات و مسایل را می توان به راحتی حل كرد، به طوری كه هم خود و هم دیگران از نوع گفت و گو ها لذّت ببرند.


گام ششم - راهنمایی " حتماً " امّا دخالت " اصلاً " : هیچ كس از دخالت كردن دیگران در امور زندگی خود احساس رضایت و خشنودی نمی كند. پدر و مادر از همان شروع تربیت باید حركت صعودی خود را بر پایه ی راهنمایی قرار دهند تا كودك بتواند كم كم راه صحیح زیستن را تشخیص دهد.این جملات دیگر قابل پذیرش نیست: " من می گویم این طور باش ، من می گویم این جا نرو و… " بلكه ارشاد و راهنمایی های خردمندانه و كمك گرفتن از خود كودك در مشكلات می تواندكمك بزرگی باشد.


گام هفتم - عدم لجبازی والدین: آموزش های عملی به مراتب از آموزش های تئوری ، موثرتر و آموزنده تر می باشند. اگر والدین در حضور بچّه ها با یك دیگر لجبازی كنند ، خیلی راحت و بدون دردسر لجبازی را به آن ها یاد می دهند و بچّه ها به طور واضح فیلمی مشاهده می كنند كه در آن یكی از والدین با پافشاری دیگری را مجبور به اطاعت از خود می كند و آنان متوجّه می شوند كه از این راه می توانند به راحتی به خواسته های خود برسند.


نتیجه: پدرها و مادرها باید بدانند  كه با بردباری می توانند بر اكثر ناهنجاری ها چیره شوند و اجازه ندهند كودك به تنهایی برای همه ی افراد یك  خانواده تصمیم بگیرد. متاسفانه بعضی از والدین با گفتن من حوصله ندارم و یا كی حوصله ی این كارها را دارد ، سعی می كنند بار مسئولیّت تربیت را كج به منزل برسانند . این گونه والدین باید گفته های خود را اصلاح كنند . بگویند من حوصله دارم و یا بهتر است بگویند من می توانم با حوصله و بردبار باشم و از این طریق خود باوری مثبت و عزِّت نفس خود را بالا ببرند. امّا از هر روشی که برای از بین بردن یا كاهش لجبازی استفاده می كنیم ، باید مراقب باشیم تا كودكان به خود و یا دیگران آسیب نرسانند.


درج مطلب
زنگ روانشناسی⚪🟢🔴
هنگام عصبانیت چه کنیم؟!!!
1)اگر میتوانید برای چند دقیقه به جای خلوتی بروید. البته گاهی غیر ممکن است.
2)به حال و حواس بدنتان دقت کنید، صورتتون داغه، احتمالا قرمز شده اید، ضربان قلبتان بالاست، تند نفس میکشید، عضلات فک صورتتان سفت شده!
3)نشانه های فیزیکی بدنتان به شما می‌گوید وارد مرحله جنگ و گریز شده و هورمون استرس ترشح شده. پس قدم بعدی تنفس شکمی هست تا به مغز سیگنال آرامش بفرستید.
4)در این مرحله بنشینید و افکارتان را چک کنید تا خطای شناختی خود را پیدا کنید. به عنوان مثال‌؛ داشتم به چی فکر میکردم که تا این حد عصبانی شدم؟
5)بدنتان آرام تر شده. خودتان آرام تر شده اید، دیگر میتوانید با آرامش فکر کنید. در این حالت حتی می‌توانید به دوستان صمیمی خود زنگ بزنید و راجب مسائل شاد صحبت کنید.
⁉️یادتان باشد؛
همه احساسات ما مفید هستند. به شرطی از آنها درست استفاده کنیم. اگر عصبانی نمیشدیم و درست مدیریتش نمیکردیم الان مشکلمان حل نشده بود.
 
 
 
زنگ روانشناسی🔴🟢⚪
ایجاد حس امنیت در کودکان
داشتن مراقبین سالم به لحاظ عاطفی، و مستقل می تواند زمینه های امنیت روانی را برای کودکان فراهم کند. به عبارت دیگر رفتار های متزلزل و وسواس گونه والدین می تواند زمینه احساس نا امنی را در کودکان ایجاد کند.
بزرگ تر ها باید از خودشان شروع کنند و نگرانی های غیر ضروری خود را کنار بگذارند و وسواس هایشان را کنار بگذارند و با آرامش به تربیت کودکان خود بپردازند.
 
هیچ گاه در صحبت هایتان برای تنبیه کودک و به اصطلاح سر به راه کردن او از جملاتی قبیل (دیگه دوست ندارم و مامانت نیستم)، (امید وارم تو رو نبینم و از دستت راحت شم)، (دیگه دوست ندارم چون به حرف من گوش نمیکنی) استفاده نکنید، به کار بردن چنین جملاتی امنیت روانی کودک را با خطرات جبران ناپذیری مواجه خواهد کرد.
 
 
زنگ روانشناسی⚪🔴🟢
انواع روابط مادر و دختری و تاثیر آن بر آینده دختران
1)مدل خواهرانه
در این مدل روابط مادر و دختر مانند دو خواهر است.
دختری که توسط این مادر تربیت می شود معمولا مسئولیت
 پذیر و رهبر بار می آید. او به حریم دیگران احترام می گذارد اما در عین حال از نادیده گرفته شدن و طرد شدن میترسد.
2)مدل مقتدر
در این مدل مادر کنترل بسیار زیادی روی دختر دارد و مطمئن است که دختر بدون کمک او شکست می خورد و اجازه هیچ انتخاب شخصی به او نمی دهد. اوصلا دختران این مادران اعتماد به نفس پایینی دارند و عقیده خود را بی ارزش می دانند. در عین حال این افرادبسیار مسئولیت پذیر بار می آیند.
 
3)مدل مشوق
در این مدل مادر همیشه مشوق و پشتیبان دختر است و بیش از اندازه خود را درگیر زندگی او می کند. مادر دائم در کنار دخترش است و اجازه تصمیم گیری را از او سلب می کند. دختر در این مدل همیشه وابسته به اطرافیان است و منتظر تایید آنهاست.
 
4)مدل بی ارزش
در این مدل مادر فقط به فکر این است که در چشم دیگران عالی به نظر بیایند، آنها همیشه در انتظار تایید دیگران هستند و اگر این امر کنترل نشود، دختر در آینده خود خواه می گردد.
 
5)مدل دوستانه
در این مدل مادر بهترین دوست دختر است. این رابطه بر پایه صداقت است و مادر کسی هست که در جریان مشکلات دختر قرار می گیرد. دختران این مادران، از رو به رو شدن با چالش ها و مشکلات ترسی ندارند و احساس دوست داشته شدن و درک شدن دارند و از نادیده گرفته شدن هراسی ندارند.
 
6)مدل نادیده گرفتن
 در این مدل مادر همه دستاوردهای دخترش رانادیده میگیرد.در این حالت، دختر کاملا احساس بی ارزشی می کند وبه  توانایی های خود شک دارد و حتی در روابط آینده خود اعتماد به نفس کافی را ندارد.
 
7)دخترانی که با مادران خود احساس غریبگی دارند، اضطراب و استرس زیادی را تحمل می کنند و در زندگی آینده خود با مشکلات زیادی مواجه می شوند. این افراد با اینکه عزت نفس پایینی دارند ولی مستقل هستند و تمام کارها را خودشان انجام می دهند.